.۹۱ایا شوهری هستی که کج روی های خویش را قانونی ، و از آن همسرش را نادرست می شمرد؟اگر چنین است، به بربران از میان رفته ای می مانی که در غارها زیسته و برهنگی خویش را با پوست شکارهایشان می پوشاندند. .۹۲دوست تنگ دستم، اگر تنها می دانستی که نداری که این چنین تهی [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۱۰)
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۹)
.۸۱گستره ی خداوند درون ماست.پس باید آرام شویم و اجازه دهیم کانون هستی مان آرام گیرد.آنگاه کشف خواهیم کرد که عشق حقیقت دارد. .۸۲برای ان که شور و شوق آغاز زندگی زناشوئی پایدار بماند، بخشی از زمان هرکسی می بایست تنها از آن خود او باشد.هیچیک از ما چنان خردمند نیست که بتواند برای زندگی [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۸)
.۷۱مرگ زیر شاخه های فرو شکسته از طوفان خوش تر از جان دادن بر بازوان پیری است. .۷۲همرنگ نبودن با مردمان یا از دیوانگی تست، یا از نبوغ. .۷۳رنجی که در راه رسیدن به هدف می کشیم، نزدیک ترین راه رسیدن ما به آن است. .۷۴عشق تنها آزادی جهان است، زیرا روح را چنان بالا [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۷)
.۶۱برخیز و با سپیده همراه شو، ای دل، که شب گذشته و هراس های شب تاریک نابود شده اند. .۶۲چون گل دیدگانم بر روی تو شکفت، دلم خسته شد از بس که خفت. .۶۳چرخ آسیا چه شکسته باشد و چه نشکسته، رود راه خویش را گرفته و به دریا می ریزد. .۶۴دیوانه شدن نخستین گام [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۶)
۵۱٫باور داشتن کار نیکویی است، اما به انجام درآوردن باورها آزمون توانمندی است. ۵۲٫اگر دل آتشفشان داری، چگونه چشم دوخته ای تا بر دستانت گل برشکفد؟ ۵۳٫دل های شما به تخم هایی می مانند که زیر برف خفته و رویای بهار می بینند.به رویاهای خویش دل سپارید، زیرا راه جاودانگی از آنها می گذرد. ۵۴٫ندیده [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۵)
۴۱٫هرچه که یک بار برای ما زنده بوده باشد، هرگز از دست نمی رود. ۴۲٫روح من، زندگی چون برگذشتن از شب است.هرچه تندتر روی، زودتر به سپیده دم می رسی. ۴۳٫شهامت که حس ششم است، کوتاه ترین راه پیروزی را پیدا می کند. ۴۴٫پرسیدم چه می کنی؟، پاسخ داد به دشت ها می نگرم. [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۴)
۳۰٫آیا باور دارید خداوندی که از آسمان باران می باراند و از زمین گل و گیاه می رویاند، همو می خواهد که شما خوار و گرسنه باشید تا از شما بهره کشند؟ ۳۱٫نا امیدی بینش ما را ناتوان ساخته و گوش هامان را می بندد.ناامید که باشیم، جز اشباح تیره بختی را نمی بینیم و [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۳)
.۲۱زندگی به شهامت نیاز دارد، دانه ی نشکافته همان ویژگی های جوانه ای را دارد که از هم پوسته می دراند.با این همه، تنها دانه ای که پوسته اش را می شکافد، می تواند خود را به درون ماجرای زندگی پرتاب کند. این ماجرا شهامت بی مانند آن را بایسته می گرداند که دریابیم انسان [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۲)
.۱۱لطف خداوند است که تخمه های مهر را در کشتزار جان های ما جای می دهد، نه درخواستی که از او می کنیم. .۱۲از دیدن بزدلی مردمان بود که آموختم با شهامت باشم. .۱۳عشق شادمانی ای لرزان است. .۱۴کسی را که با او خندیده ای، فراموش می کنی، اما کسی را که با او گریسته [...]
صدای سخن عشق (جبران خلیل جبران)(۱)
من همزمان، هم جهانگرد و هم دریانورد هستم، چرا که هر بامداد در خود سرزمین تازه ای کشف می کنم. به دل زندگی که رسیدی، خواهی دید که از گناهان بالاتر و از پیامبران پایین تر نیستی. عشق باید چون جویباران جنبشی پیوسته داشته باشد. در زندگی ما چیزی هست که از آوازه و نام [...]